يکي از کتابهاي دکتر شريعتي را مي خواندم که به آن نيايش هاي معروفش رسيدم.
ديدم بسياري از آنچه را که آن زمان از خدا خواسته بود،با مشکلات و نداشته هاي ما در امروز هم برابري ميکند،اما من به اين فکر افتادم که براي مشکلات و بحران ها ي جديدمان که از سي سال پيش تا کنون به برکت انقلاب ! برايمان پيش آمده دعاهايي بکنم.
تصميم گرفتم که به شيوه ادبي و نوشتاري آقاي دکتر دعاهايم را بنويسم چون به نظرم بسيار زيبا بود و هست.
در تلاشم براي هر گروه، آنچه را که از آن بي بهره اند برايشان از پروردگار بخواهم.همچون دکتر شريعتي.
پس آغاز مي کنم با اين جملات:
پروردگارا
به سياستمداران ما غيرت نسبت به وطن ومردم
به دولت مردان ما سياست
به مسئولان ما وجدان
به مديران ما همت
به صاحب نظران ما جرئت
به کارمندان ما دقت
به دانشجويان ما عقيده(درست جمله دکتر است)
وبه کودکان و نوجوانان و جوانان ما حقيقت آنچه را که بايد بدانند
ارزاني دار
پروردگارا
به خاموشان ما فرياد
به مبارزان ما شجاعت و صبر
به بي تعصبان ما تعصب آگاهانه
به حزب اللهي هاي ما عقل و شعور
و به مردمان ما صداقت و درستي
به اقوام ما وحدت و يکپارچگي
وبه دشمنان ما جهل ونابودي
و دوباره دنش و شوکت گذشته مان را به ما
ببخشاي
خدايا
به مسلمانان ما زرتشت(تا بدانند که ايرانيان از ابتدا يکتاپرست و خداپرست بودند)
وبه نا مسلمانان ما اسلام(تا کاملترين دين را بشناسند)
به بي دينان ما اديان حقيقي و راستي
به کوران ما گوش(چون خود را به کوري زده اند و چون کسي که خود را به خواب زده نمي توان بيدارش کرد پس کسي که خود را به کوري زده نمي توان بينايش کرد)
به کران ما چشم(باز به همان علتي که بالا گفتم)
به لالان ما قلم وجرئت کاربرد آن
و به ثروتمندان ما دانش
وبه دانشمندان وعالمان ما ثروت
به بي جنبگان ما جنبه
به حکومت ما حزب،وحزب هاي ما برنامه و عقيده
به جامعه ي ما آزادي حقيقي وقانون درست
وباز دوباره به ميهن ما عزت و قدرت و شوکت
عطا بفرما
ودر پايان ، خدايا
به دزدان ما
وبه وطن فروشان ما
و به متحجران ما
و به عوام فريبان ما
و به حزب بادهاي ما
مرگ و مرگ ومرگ
عطا بفرما.
شهر ياران بود و خاک مهربانان اين ديار
مهرباني کي سرآمد شهرياران را چه شد
ماييم که مي مانيم
(سروش)
فعلا کافیه.
اگر تلویزیون یا بهتر بگم سریال ها و فیلم های سینمایی ساخت ایران رو که چه از سینما و چه از تلویزیون پخش می شوند را نگاه کنید این نام ها را صددرصد دست کم یکبار شنیده اید.
از اینجا به بعد من به این نام های بالا می گویم گروه نخست.
همه ما و شما به این باور هستیم که همه نام های گروه نخست نام های ناب و سره ی ایرانی و پارسی هستند.
حالا دوباره:
امیر٫عباس٫علی٫حسن٫حسین٫مهدی٫یاسر٫عماد٫حسام٫رضا٫محمد٫کریم٫رسول٫یحیی٫امین٫صادق٫هادی و..........
و همه نام هایی که با ترکیب این نام ها می توان ساخت.
اگر باز هم تلویزیون و فیلم های آن را نگاه کنید (فیلم های ایرانی ساخت داخل) و یا به سینما بروید باز هم صددرصد بسیاری از این نام ها به گوش و چشم شما خورده.
از اینجا به بعد من به این نام ها می گویم گروه دوم.
همه باور داریم که این نام ها٫ نام های عربی ناب هستند.
خب هدف من گرد آوری یک سری نام نبود.هنوز اصل مطلب مانده. فقط یه چیزی: در صورتی متوجه حرف های من می شوید که دست کم در یکی دو سه سال اخیر ۱ سریال از صدا و سیمای میهنی آن هم از نوعایرانی را تماشا کرده باشید.
من رو این مطلب هم خیلی کار کردم و هم خیلی دقت.(قصد تعریف از خود رو ندارم.)
همیشه در فیلم ها یک سری نقش بد وجود دارد و یکسری نقش خوب. تا اینجا هیچ مشکلی هیچ جایی را تهدید نمی کند.


سال 1357،
محمدرضا (سیاوش) شجریان، خوانندۀ جوان و آینده دار موسیقی سنتی ایرانی و شاگرد استاد غلامحسین بنان، بر خلاف بسیاری از خوانندگان محافظه کار موسیقی سنتی تصنیفی خواند با عنوان «شب نورد». ترانه ای که در بین عوم با عنوان «تفنگم را بده» معروف شد. خوانندۀ جوان که پیش از این سابقۀ درگیری با حکومت شاه را در کارنامه اش داشت، اینبار هم از سرشاخ شدن با حکومت نهراسید و تصنیفی انقلابی را با صدای جادویی خود عرضه کرد. سیاوش که بعدها به خسروِ آواز ایران معروف شد، پیش از این در نوجوانی، به خاطر درگیری با ساواک از اذان گفتن در مناره ها و مسجدهای شهر حماسی پرور مشهد محروم شده بود. اما اینبار با خواندن ترانه ی «شب نورد» قدرت روح سرکشش را به رخ حکومت کشید و صدایش را از میان امواج نوارهای صوتی به خانه های مردم ایران رسانید.
ترانۀ «شب نورد»، (که گویا سرودۀ اصلان اصلانیان است) داستان جوانی را روایت می کند که شاهد «غرق خون شدن و آتشفشانی شدن کاکل» یک نوجوان مبارز است. او که از این صحنه خونش به جوش آمده است تفنگش را طلب می کند تا به خون خواهی «برادری که غرق خون» است برود. تفنگم را بده تا ره بجویم/ که هر که عاشقه پایش به راهه... تو که با عاشقان درد آشنایی /تو که هم رزم و هم زنجییرمایی / ببین خون عزیزان را به دیوار / بزن شیپور صبح روشنایی...برادر نوجونه / برادر غرق خونه / برادر کاکلش آتش فشونه. در آن روزها شجریان جوان، همصدا با مردم ایران نوای خونخواهی شهیدان راه آزادی را سر می داد. همان سالها بود که محسن مخملباف، فیلمساز سبز ایرانی، پس از برخاستن از پای سخنرانی دکتر علی شریعتی در حسینیۀ ارشاد تهران، هنگامی که در یکی دو کوچه آنطرف تر با یک آژان مواجه می شود کاردی (چاقو) که در جیبش داشته را محکم به شکم آن آژان فرو می کند و به خیال خود انتقام هرچه ظلم و ستم که بر مردم ایران رفته است از وی میگیرد.*
سال 1388،

استاد محمد رضا شجریان، تکسوار قافلۀ آواز سنتی ایرانی، باز هم در بزنگاهی حساس با مردم ایران همصدا میشود. او که تصنیفهایش همچون سروده های حافظ، به حافظۀ تاریخی ایران بدل شده است، پس از «شب نورد» بارها و بارها، زبان حال مردم ایران را در لفافۀ تصنیفها و آوازهای خود زمزمه کرده بود. سپیده، یاد ایام، همراه شو عزیز و... همه و همه در بهبوهۀ فراز و نشیبهای جامعۀ ایرانی اجرا شدند و مورد اقبال مردم قرار گرفتند. در آخرین پرده اما اتفاق غریبی رخ داد. در روزهایی که جنب و جوش عظیمی جامعۀ ایران را که برای اسثقرار مردم سالاری تلاش می کرد فرا گرفته بود، استاد تصنیفی اجرا کرد که سخن تازه ای را بیان می نمود. «زبان آهن و آتش» سرودۀ زنده یاد «فریدون مشیری» اینبار دستمایۀ هنرنمایی شجریان گردید.
اگر 30 سال پیش شجریان تفنگش را طلب می کرد تا به خونخواهی برادر شهیدش برود، اینبار با صدایی حزن آلود، کسی را که کاکل برادرانش را آتشفشانی کرده بود را برادر خظاب می کند و از او عاجزانه می خواهد تا تفنگش را زمین بگذارد. آری! خوانندۀ روزهای پر التهاب ایران زمین، از: «تفنگم را بده تا ره بجویم/ که هر که عاشقه پایش به راهه» به «تفنگت را زمين بگذار/ كه من بيزارم از ديدار اين خونبارِ ناهنجار» رسیده است. او پس از حدود هفت دهه زندگی در این جامعه و دیدن حساس ترین روزهای ایران، از تفنگ و خون ابراز بیزاری می کند و مهمتر از آن، کسی که تفنگش را به سوی او برادرانش نشانه گرفته است را به گفتگو دعوت می کند. «بيا، بنشين، بگو، بشنو سخن»
شجریان، در آینۀ این تحول، دگرگونی جامعۀ ایران را نشان می دهد. جامعۀ ای که پله های گذار به مردم سالاری را طی می کند، باید خودش هم متحول شود. آن زمان که مبارزان برای پیروزی تفنگ طلب می کردند باید انتظار می کشیدند که روزی هم دیگری به روی آنان تفنگ بکشد. اما مبارزان دیروز در آیینۀ تاریخ، بیهودگی این خون افشانی ها را دریافتند و امروز ندای تفنگت را زمین بگذار سر می دهند. سالها پیش فریدون مشیری این شعر را سروده بود و به یاد دارم بسیاری از روشنفکران آن زمان، مشیری و بسیاری دیگر از هنرمندان، همچون سهراب سپهری یا احمدرضا احمدی را به همنوانبودن با مردم ایران محکوم می کردند. همین حکایت نیز دربارۀ سیاستمدارانی همچون سید محمد خاتمی نیز صادق است. اما امروز شاهد هستیم، در طوفانی ترین روزهای 30سال اخیر ایران، مردم هم همنوا با شجریان، ندای تفنگت را زمین بگذار سر می دهند. حنا مخملباف نیز با راهنمایی های پدر، زبان سینما را برای فشار بر دیکتاتور ها و همچنین بیان آنچه که بر ملت ایران رفته است انتخاب می کند. اینها تجربۀ تاریخی ایرانیان است که به نسلهای بعد منتقل می شود.
پاسش می داریم.
* خانم دکتر سوسن شریعتی این حکایت را از قول محسن مخملباف تعریف می کند و می گوید، آقای مخمباف به شوخی می گفت: پدر شما کاری با ما می کرد که به آژانها چافو بزنیم و من در جوابم گفتم,پدرم که نگفت شما بروید به آنها چاقو بزنید. این راهی بود که شما برای مبارزه انتخاب کرده بودید.
---------------------
تفنگت را زمين بگذار
كه من بيزارم از ديدار اين خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو يعني زبان آتش و آهن
من اما پيش اين اهريمني ابزار بنيان كن
ندارم جز زبانِ دل -دلي لبريزِ مهر تو-
تو اي با دوستي دشمن.
زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونريزي ست
زبان قهر چنگيزي ست
بيا، بنشين، بگو، بشنو سخن، شايد
فروغ آدميت راه در قلب تو بگشايد.
برادر! گر كه مي خواني مرا، بنشين برادروار
تفنگت را زمين بگذار
تفنگت را زمين بگذار تا از جسم تو
اين ديو انسان كش برون آيد.
تو از آيين انساني چه مي داني؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا بايد تو بستاني؟
چرا بايد كه با يك لحظه غفلت، اين برادر را
به خاك و خون بغلطاني؟
گرفتم در همه احوال حق گويي و حق جويي
و حق با توست
ولي حق را -برادر جان-
به زور اين زبان نافهم آتشبار
نبايد جست
اگر اين بار شد وجدان خواب آلوده ات بيدار
تفنگت را زمين بگذار
از دوستان عزیز میخوام که حتما حتما تا آخر مطلب رو مطالعه کنند چون خیلی جالب هست. از دوستان عزیز مخالف هم میخوام که حتما تا آخرش بخونن و نظراتشون رو بگن .
بعضی از دوستان بدون اینکه مطلبی رو بخونن تا نظرات بنده مطلع باشند حرفای عجیبی میزنن .
پاسخ یکی از ارادتمندان مرجع عالیقدر
حضرت آیت الله سید علی محمد دستغیب
به چند سؤال در مورد حوادث اخیر
زمانی در پای منبر حضرت آیت الله العظمی سید علی محمد دستغیب -دامت برکاته- شنیدم که فرمودند: هرگاه لازم شد با مخالفی بحث شود باید با ادله ای که او قبول دارد حجت بیاورید.
امروزه بعضی سؤالاتی دارند که باید به آنها جواب داده شود تا برای افراد بدون غرض و مرض رفع شبهه باشد و برای افراد مغرض، اتمام حجت، تا فردای قیامت نتوانند بگویند خدایا ما نمیتوانستیم و کسی ما را آگاه نکرد. چون سؤال کنندگان مذهبی هستند از منابعی استفاده شده که انشاالله حتما مورد تأیید خود آنهاست.
از زمان پیامبر اکرم(ص) به بعد، حضرات معصومین(ع) 14 نفر هستند و در غیر این بزرگواران همه افراد بشر ممکن الخطاء هستند. پس در این زمانه برای عاری بودن از خطا لازم است آنچه خبرگان علما می فرمایند اجراء شود که همان قانون اساسی جمهوری اسلامی است. قانون در همه جا محترم است، حضرت امام در صحیفه جلد 10صفحه 29 می فرمایند: وقتی می گوییم ولایتی را که رسول اکرم(ص) و ائمه(ع) داشتند بعد از غیبت فقیه عادل دارد، برای هیچکس این توهم نباید پیدا شود که مقام فقها همان مقام ائمه(ع) و رسول اکرم(ص) است.
همچنین در صحیفه جلد 1 صفحه 169 می فرمایند: حکومتی که ولی امرش که حالا- به سلطان یا رئیس جمهور- تعبیر می کنند در مقابل قانون با پایین ترین فرد که در آنجا زندگی میکند علی السواء باشد، حکومت در صدر اسلام این معنی بود... حکومت قانون بوده است. نقل است که آیت الله دکتر بهشتی در آلمان که بوده اند تمام قوانین آن کشور را رعایت می کرده اند.
اصل27 قانون اساسی: تشکیل اجتماعات و راهپیماییها بدون حمل سلاح به شرط آنکه مخل مبانی اسلام نباشد آزاد است.
اصل 23: تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد.
اصل 38: هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است، اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است.متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود. در رابطه با همین اصل، مراجعه کنید به فروغ ابدیت جلد 1 صفحه 278 در مورد شکنجه صحابی پیامبر عمار یاسر و بازگشت او از اسلام که آیه 106 سوره نحل در همین رابطه نازل گردیده است.
حضرت امام می فرمایند: آن کسانیکه پاسدار اسلامند اگر بخواهند دیکتاتوری کنند از پاسداری ساقط می شوند به حسب حکم، اسلام شما به او(قانون)بسته است. کشور شما به او بسته(قانون) است.« صحیفه جلد 11 صفحه 23»
حال سؤال این است؛
چرا کشوری که این قوانین شرعی را دارد تحمل و ظرفیت اجرای آن را ندارد؟و در پی اجتماعات اخیر این چنین با مردم برخورد شد.
مگر بسیج فرزند این انقلاب مردمی نیست؟
مگر بنا به فرموده مقام معظم رهبری:(بسیج بدنه فعال ملت نمی باشد)؟
چرا این بدنه فعال ملت با ملت مشکل پیدا کرده است؟
آیا بسیج به تنهایی و بدون پشتوانه مردمی می تواند امنیت را برقرار کند؟
بسیجیان، جوانان و فرزندان این مردمند که در قالب بسیج وظائف، دستورات و قوانین خاص خود را دارند که باید به آن عمل شود. نیروی نظامی و انتظامی باید امین مردم باشند امام در همین رابطه به نیروی انتظامی آن زمان می فرمایند: کاری بکنید که دل مردم را بدست آورید، پایگاه پیدا کنید در بین مردم. وقتی پایگاه پیدا کردید خدا از شما راضی است، ملت از شما راضی است، قدرت در دست شما باقی می ماند و مردم هم پشتیبان شما هستند.«صحیفه جلد 7 صفحه6».
همچنین امام در صحیفه جلد12 صفحه 269 می فرمایند: کاری بکنید که این نهضت لکه دار نشود، شما الان جنود الهی هستید، شما لشکر خدایید اگر خدای نخواسته یک کاری بکنید که مرضی خدا نباشد و آن وقت یک جوری باشد که گفته بشود که خوب اینها هم مثل سابق، اینها حالا که دستشان رسیده به یک چیزی اینها هم زور می گویند به مردم، اینها هم اذیت می کنند مردم را ... اینطور نباشد.
حتی امام در رابطه با ساواکیها و سران رژیم شاه هم می فرمایند: اینها را گرفتند و محاکمه کردند و در حبس هم من وقتی سؤال می کردم می گفتند: خیلی حالشان خوب است و در حبس جایشان هم خوب است.«صحیفه جلد 12 صفحه 270»
این همه فشار برای کسی که معتقد است حقش پایمال شده است سزاوار است؟
آیا کسانی که دستگیر شدند کمتر از ساواکیها بودند؟
امام در توصیف جامعه اسلامی می فرمایند:
جامعه فردا جامعه ارزیاب و منتقدی خواهد بود که در آن
تمامی مردم در رهبری امور خویش شرکت خواهند جست.
«صحیفه جلد 4 صفحه395»
حمله بسیجیان بخاطر علقه عاطفی و یا تحریک شدن، هرگز وجاهت ندارد. بسیج و نیروی انتظامی دارای قوه عاقله است و بنا به سلسله مراتب از مقام ارشد خودشان عمل می کنند و نه به احساسات.
حضرت امیرالمؤمنین(ع) در نهج البلاغه(فیض الاسلام) می فرمایند: برای فرماندهی سپاه از کسانیکه دیر بخشم آیند و زود عذر پذیرند و به زیر دستان مهربان بوده بگمار. در جنگ جمل که قیاس آن هم با مؤمنین امروز اشتباه است امیر المؤمنین تا کسی از اصحاب کشته نشد باز نصیحت میفرمود، و بعدا جنگ را آغاز کردند.
حضرت امام در صحیفه جلد 9 صفحه 259 می فرمایند: مکتبهای توحیدی... نمی خواهند با مردم با خشونت رفتار کنند. آنها می خواهند مردم را از ظلمتهای ماده به نور بکشند، به طرف خدا بکشند، توجه به خدا بدهند و لذا تا آنجا که امکان دارد در کتبهای غیر مادی مدارا هست، خوش رفتاری هست، دعوت هست تا آنجایی که ممکن است با دعوت مردم را بر می گردانند به عالم نور و هیچ وقت در صدد جنگ و جدال نیستند، مگر اینکه احساس توطئه کنند به حسب دستور قرآن و به حسب دستور اسلام با آنها به شدت رفتار می کنند.
سؤال:
در اتفاقات اخیر کدام دستور قرآنی و اسلامی و قانونی در رابطه با مردم رعایت شد؟
کجای قانون کلمه ضرب و شتم آمده است؟
لطفا ملحقات توضیح المسائل امام مسائل 2822 تا 2825 را بخوانید.مسأله 2823: اگر توقف داشته باشد جلوگیری از معصیت بر کتک زدن و سخت گرفتن بر معصیت کار و در مضیقه قرار داد او جایز است، لکن لازم است مراعات شود که زیاده روی نشود و بهتر است که در این امر و نظیر آن اجازه از مجتهد جامع الشرایط گرفته شود.
آیا اعتراض آرام معصیت است؟
آیا زدن تا حد مرگ شامل این مسئله شرعی است؟
کدام مجتهد جامع الشرایط دستور داده است؟
آیا همه باید مثل هم فکر کنند و یا همه باید هم عقیده ما باشند؟
شهید بهشتی می فرمایند:
هر فردی در ایران می تواند درباره همه مسائل اظهار نظر کند.
شهید مطهری در کتاب پیرامون انقلاب اسلامی صفحه 63 می فرمایند: می توان مردم را مجبور کرد که چیزی نگویند اما نمی توان مردم را مجبور کرد که اینگونه و یا آنگونه فکر کنند.
مقام معظم رهبری در مورد ایدئولگ انقلاب اسلامی شهید مطهری می فرمایند:
جریان فکری و اسلامی انقلاب اسلامی و نظام اسلامی ما در بخش عمده ای متکی به تفکرات شهید مطهری است. به همین منظور مطالبی از کتاب پیرامون انقلاب اسلامی ذکر می گردد. در صفحه 18 می فرمایند: اگر در صدر اسلام در جواب کسی که می آمد می گفت من خدا را قبول ندارم، می گفتند بزنید و بکشید، امروز دیگر اسلامی وجود نداشت. اسلام به این دلیل باقی ماند که با شجاعت و صراحت با افکار مختلف مواجه شد، مانند مخالف ابن ابی العوجا.
در صفحه 122 همین کتاب آمده است: ملت رشدش به این است که آزادش بگذاریم ولو در آن آزادی، ابتداء اشتباه بکند.
در صفحه 19 می خوانیم: من به جوانان و طرفداران اسلام هشدار میدهم که خیال نکنند راه حفظ معتقدات اسلامی جلوگیری از ابراز عقیده دیگران است. پس عدالت علی گونه چه شد. شرف و عزت ما شیعگی امیر المؤمنین است که هنوز تاریخ به عدل او به خود می بالد، امیر المؤمنین به مالک اشتر می فرمایند:(مراجعه شود به کتاب تحف العقول. نامه حضرت علی(ع)به مالک اشتر.ص 207)
« دل را سرا پرده محبت مردم کن، بر آنان مهر بورز و با آنان نرم باش مبادا که چون درنده شکار افکن به خون ریزی آنان بپردازی، چه آنان بر دو گروهند؛ یا در دین با تو برادرند و یا در آفرینش با تو برابر. اما از آنان لغزش سر میزند و بیماریهای روانی از آنان صادر میگردد و خواه و ناخواه به ناروا دست می زنند، پس آن سان که دوست داری خدا تو را بخشد تو نیز آنان را ببخش »
« ( با ستم به مردم) به جنگ خدا مرو هرگز از بخشش و گذشت پشیمان و به کیفر شاد مباش. به خشمی که می توانی مرتکب شوی شتاب مکن.نگو من مأمورم به هرچه خواهم »
بعدا امام میفرمایند:
« به مردم جرئت و شهامت بده تا بتوانند حقشان را از تو مطالبه کنند و میدارن را برای اعتراض آنان بازگذار و آنگاه میگویند از رسول خدا (ص) مکرر شنیدم که فرمود:
امتی که بین آنان حق ناتوان، بدون ترس از توانگران گرفته نشود هرگز رستگار نخواهند شد »
باز شهبد مطهری در کتاب پیرامون انقلاب اسلامی صفحه 59 و 60 می فرمایند: در دولت اسلامی نباید ظلم و اجحافی به کسی بشود، حتی اگر این فرد یک مجرم واجب القتل باشد، اینجا باید از بعضی دوستان جوان گله بکنیم که در عین اینکه احساسات پاک آنها قابل تقدیر است که با منطق احساس با قضایا برخورد می کنند. در نخست وزیری شنیدم که پاسداران از اعدامهای انقلابی گله میکردند و می گفتند: این جانی ها ارزش گلوله خوردن ندارند و باید آنها را زنده زنده به دریا انداخت، باید تذکر دهم که اگر کسی هزاران نفر را کشته باشد و مجازات صد بار اعدام برای او کم باشد باز هم حقوقی دارد. که سر مشق ما امیرالمؤمنین است.
شما رفتار حضرت را با قاتلش ببینید، در مدتی که ابن ملجم در خانه حضرت اسیر بود کوچکترین بد رفتاری نسبت به او نشد، حتی حضرت غذای خود را برای زندانی فرستاد که مبادا زندانی گرسنه بماند.
آیا رفتار نظام با دستگیر شدگان اخیر هم چنین بوده؟
در صفحه 147 کتابِ گفته شده، شهید مطهری می فرمایند: اگر ظرفی باشد که همه گروهها و همه افراد را در خود بگنجاند و رضایت همه رابدست آورد آن ظرف عدالت است. جرج جرداق داستانی از خلیفه دوم نقل می کند:
در وقتی که پسر عمروعاص سیلی محکمی به گوش بچه رعیت می زند، رعیت و پسرش برای شکایت پیش عمروعاص می روند و شکایت می کند و طبق قانون تقاضای قصاص می کند که با بی اعتنایی عمروعاص مواجه می شود و هر دو را از کاخ بیرون می کند، آن دو برای دادخواهی نزد خلیفه دوم می روند و می گوید این چه عدل اسلامی است که پسر حاکم پسر مرا سیلی می زند، " عُمربن خطاب " دستور احضار عمروعاص و پسرش را می دهد و پس از آمدنشان از پسر رعیت می خواهد در حضور او سیلی پسر عمروعاص را جبران کند و " عمر بن خطاب " می گوید: از کی تا به حال مردم را برده خود قرار داده ای و حال آنکه از مادر آزاد زائیده شده اند.
آنچه آیت الله رفسنجانی ( در نماز جمعه )گفته اند کمترین کاری است که می توان برای مردم انجام داد و دلجویی از خانواده مقتولین بسیجی هم که محل دفن و خانواده هایشان معلوم باشد مانند سایر مردم لازم است و صواب است. ضرب و شتم بی حد و حصر مردم، مخالفان آرام را به معاند تبدیل می کند و بعید است کسی که بدون دلیل کتک بخورد با نظام صاف شود، بلکه افراد دیگری را هم از نظام بر می گرداند.
امام در تاریخ 21/2/60 می فرمایند: شما الآن میبینید که بعض احزابی که انحرافی هستند و ما آنها را جزء مسلمین هم حساب نمی کنیم معذالک چون بنای قیام مسلحانه ندارند و فقط صحبتهای سیاسی دارند هم آزادند و هم نشریه دارند به طور آزاد. و باز امام در صحیفه جلد 11 صفحه 279 درباره خلخال زن یهودیه از قول امیرالمؤمنین چه می فرمایند. وقتی به جهت امنیت زن یهودیه مرد مسلمان باید گریه کند،
چرا جوانان مسلمان و شیعه در روز روشن کشته شوند؟
مگر نه این است که آبرو و جان مؤمن از کعبه محترم تر است؟
چرا القا می شود که اینان مساجد آتش می زنند؟
اینان جوانان زیر 30 سال متولد همین انقلابند که دست پرورده نظام اسلامیند،
چرا باید از بین آن همه مسجد که در مسیر راهپیمایی بود تنها این مسجد به آتش کشیده شده باشد؟ آیا این امر مشکوک نیست؟
چرا باید حرف حقِ خود را از ترس تشابه و انگ چسباندنهای مختلف بیان نکنیم؟
چرا باید ما با کشورهای مستبد شوروی سابق و انقلاب رنگی و مخملی مقایسه شویم؟
مگر در احکام اسلام نیست که قیاس سندیت ندارد؟
یهودیان مانند ما رجم دارند. شیعیان بوجود نازنین امیرالمؤمنین جزء رستگارانند و از هلاکت نجات پیدا می کنند. اما می شود گفت چون این را " عمر بن خطاب " هم گفته پس ما نباید بگوییم؟ پس حق را چگونه بیابیم؟
امام در مصاحبه با خبرنگار گاردین10/8/58 می فرمایند: ما شخصیتها را با حق می سنجیم و نه حق را با شخصیتها، معیار حق و حقیقت است و شهید بهشتی نیز می فرمایند: تو ارزشها را بشناس و اشخاص را با ارزش بسنج.
امروز آقای هاشمی دفاع از مظلوم کرده و مورد حمایت حضرت آیت الله العظمی سید علی محمد دستغیب –دامت برکاته- قرار گرفته. و قرار نیست در حمایتها، وابستگان هم لحاظ شوند، هر چند همانها نیز مجوزهای قانون دولت جمهوری اسلامی ایران را دارند و تا کسی محاکمه نشده و حکم نهایی در موردش صادر نشده باشد کسی حق متهم کردن او را ندارد و هر کس چنین کند مجرم است. همچنین نباید دوچار دگانگی در دید شویم، اثبات حقانیت کلام آیت الله هاشمی نفی دیگران نیست و می دانیم که اثبات شیء نفی ما عدا نمی کند [ثابت کردن چیزی نفی آنچه غیر از او است را نمی کند] و آنچه آیت الله العظمی دستغیب و آیت الله هاشمی و مقام معظم رهبری می خواهند یک چیز است و آن حفظ نظام اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه است.
جمود داشتن نسبت به افراد بد است.
امیر المؤمنین (ع) میفرمایند:
« انظر الی ما قال و لاتنظر الی من قال »
شاید شما کلمه حق را از مخالف خود بشنوید، کلمه اش درست است خودش باطل، در قرآن ندیده اید که می فرماید: از شتر، پشه، زنبور ... درس بگیرید ؟
امام خمینی می فرمایند: کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته، همه باید نسبت به هم رعابت بکنند، مسئولیت من گردن شماست(مسئولیت) شما هم گردن من است، اگر من پایم را کج گذاشتم شما مسئولیت اگر نگوئید چرا پایت را کج گذاشتی. باید هجوم کنید که چرا؟ نهی از منکر اختصاص به روحانی ندارد و مال همه است.
در پایان ضمن استقبال از سؤالات از ایشان [مخالفین] می خواهیم اول به کتب اسلامی و اعتقادی و مبنایی انقلاب مراجعه کنند و بعد اگر جواب را نیافتند از ایشان [ حضرت آیت الله العظمی سید علی محمد دستغیب ] توضیح بخواهند و آنگاه شبهات خود را در مجامع عمومی پخش نمایند، تا در ذهن مؤمنین ایجاد شبهه نشود.
در مورد ولایت و حکومت دو مطلب وجود دارد: همه ائمه و علماء ما ولایت دارند و فقط امیر المؤمنین بودند که در پنج سال ولایت و حکومت را توئماً داشتند، یعنی امیرالمؤمنین هم تا مردم نخواستند حکومت نکردند ( مراجعه شود به خطبه شقشقیه ) .
در رابطه با اطلاعیه جهت آرامش، لطفا روزنامه ها را بخوانید تا اطلاعیه ایشان [ حضرت آیت الله العظمی سید علی محمد دستغیب ] را ببینید که در آن زمان هیچ کدام از آقایان خبرگان استان بیانیه ای نداند.
امام حسین(ع): پسرم بپرهیز از ظلم به کسی که یاوری مگر خداوند ندارد.
اللّهمّ اجعل عواقب امورنا خيراً
الــــــــتــــــمـــــــاس دعــــــــا
دیروز تو سایت کلمه داشتم خبراشو البته به همراه نظراتش می خوندم که نظرات یه آقایی به اسم وحید نظرم رو جلب می کرد که دوست داشت بنویسه ((ازهمپالگی هایتان حیرت کنید که یک جو استقامت درمقابل ناملایمات زندان نداشتند.یا اینکه عقایدشان باطل بوده مثل اینکه باهم مسابقه گذاشته اند برای کندن گور اصلاحات.حالاگیرم بازجوئی بوسیله شکنجه هم باشد.آقایان اینقدربایدبی اراده باشند.حالااگرهمین سردارجعفری رابگیرندوماههاشکنجه اش کنندکه محال است ذره ای ازعقایدخوددست بردارد.))(گفته ایشون زیر خبر مربوط به سردار جعفری بود.)
زیر حرفای این آقا وحید هم یکی به اسم Anonymous جواب داده بود که((خدمت آقای وحید که همه جا همین نظر رو درج می کنن: مثل اینکه شما هیچ ابایی از اقرار به خشونت و شکنجه ندارید.گالیله هم تو یک دادگاه ایدئولوژیک بر خلاف نظریات 100% علمی و باورش اعتراف کرد که زمین گرد نیست و... وقتی بعد از اعترافش بیرون اومد بهش گفتن بیچاره ملتی که قهرمان نداره، گالیله در جواب گفت
بیچاره ملتی که به قهرمان مرده نیاز داره .....ما به قهرمانی که فقط بلده جون بده نیاز نداریم. ما به آگاهی نیاز داریم و آگاهی دهنده...ما به ابطحی و حجاریان و رمضانزاده ی زنده نیاز داریم،....))
در ضمن خواهش می کنم که این مساله رو با زندان های قبل انقلاب مقایسه نکنید که اون موقع مردم بیدار شده بودن اما الان خیلی ها خوابند و خودشون رو به خواب زدند.
اسامی و مشخصات دقیق 72 شهید جنبش سبز
اسامی و مشخصات دقیق 72 شهید جنبش سبز
در این خبر اسامی و مشخصات دقیق 72 شهید جنبش سبز که تاکنون احراز هویت شده اند آمده است و تلاش ها برای شناسایی و تکمیل این لیست ادامه داشته و شهداء به اسامی ذکر شده در این لیست ختم نمی گردد.
نوروز یاد آور میشود، سردار جعفری فرمانده سپاه پاسداران در آخرین ادعای خود درخصوص آمار کشته شدگان ادعا کرده بود که تعداد کشته شدگان حوادث اخیر 27 نفر بوده که تنها 7 نفر از آنها معترضین به نتیجه انتخابات بودند و 20 نفر دیگر را نیروهای انقلابی و بسیجی تشکیل داده اند که توسط معترضان به شهادت رسیده اند.
در ادامه، " نوروز" جهت تنویر افکار عمومی دو لیست از کشته شدگان ارائه می کند.
لیست اول شامل اسامی 25 شهید گلگون کفن است که تا به امروز خانواده هایشان با مراجعه به مراجع معرفی شده از سوی ستادهای انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی و حجت الاسلام و المسلمین مهدی کروبی، شهادت فرزند یا عضو خانواده خود را اعلام کرده اند.
1. نام شهید: حسین اخترزند/ سن: 32 / تاریخ شهادت:25 خرداد / محل شهادت: اصفهان / نحوه شهادت: توسط نیروهای بسيج از طبقه سوم به پايين پرتاب شده و به شهادت رسيده است
2. نام شهید: کيانوش آسا / عنوان اجتماعی: دانشجوی كارشناسی ارشد رشتهی پتروشيمی و از نخبگان دانشگاه علم و صنعت ايران / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: تهران، ميدان آزادي / نحوه شهادت: در اثر اصابت گلوله توسط افراد موسوم به لباس شخصی به شهادت رسيده / سایر توضیحات: پيكر وي روز سوم تیرماه در سردخانه پزشکی قانونی شناسایی شد
3. نام شهید: سهراب اعرابی / عنوان اجتماعی: سال آخر دبيرستان / سن: 19 / محل شهادت: روز 25 خرداد در میدان آزادی مورد اصابت گلوله قرار گرفته است زندان اوين، تهران بر اثر شكنجه در زندان به شهادت رسيده است / توضیحات: شهادت وي در روز 20 تیرماه پس از 26 روز سرگرداني به مادرش اعلام شد.
4. نام شهید: عليرضا افتخاري / عنوان اجتماعی: روزنامه نگار / سن:29 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / نحوه شهادت: در اثر ضربات باتوم به سر و خونريزي مغزي به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پیکرش در تاریخ ٢٢ تیر ماه به خانواده تحویل داده شده است.
5. نام شهید: ندا آقا سلطان/ عنوان اجتماعی: دانشجوی رشته فلسفه / سن: 27 / تاریخ شهادت:30 خرداد / محل شهادت: خیابان کارگر شمالی، تهران / نحوه شهادت: به دلیل اصابت گلوله نیروهای لباس شخصی به قلب، به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پيكر وي یکروز بعد در قطعه 257 بهشت زهرا به خاك سپرده شده است.
امير جوادي فر/ عنوان اجتماعی: دانشجوی رشتهی مدیریت صنعتی دانشگاه آزاد قزوین / سن: 25 / تاریخ شهادت: 18 تيربازداشت شده / نحوه شهادت: هنگام جابه جايي از كهريزك به اوين، در ون آمبولانس دچار تشنج شده و به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: بر اثر ضربات وارده به سر و صورت در بازداشتگاه بينايي خود را از دست مي دهد. 6. نام شهید:
7. نام شهید: محرم چگيني قشلاقي / سن: 34 / سایر توضیحات: قطعه 256 ردیف 146 شماره 13
8. نام شهید: مسعود خسروی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: ميدان آزادي، تهران / سایر توضیحات: در بهشت زهرا به خاك سپرده شده است.
9. نام شهید: عباس دیسناد / عنوان اجتماعی: کاسب/ سن:40/نحوه شهادت: با باتوم به ناحیه سر
10. نام شهید: رامين رمضانی / سن: 29 / نحوه شهادت: پس از آزادی از زندان به دليل لخته های خون موجود در سينه اش در بيمارستان بستری و به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: قطعه 257 ردیف 46 شماره 32
11. نام شهید: محسن روح الامینی / سن: 25 / تاریخ شهادت: 18 تير بازداشت شده / نحوه شهادت: در بازداشگاه کهریزک بر اثر ضرب وشتم شدید دچار شکستگی فک و نارسایی کلیه شده و بر اثر عدم رسیدگی به شهادت رسيده است .
اشکان سهرابی / عنوان اجتماعی: دانشجوی رشته آی تی دانشگاه قزوین/ سن: 18 / تاریخ شهادت:30 خرداد / محل شهادت: در محله خودشان، خیابان بوستان سعدی تقاطع رودکی وسرسبیل، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت 3 گلوله از سوی نیروهای امنیتی و بسیج به شهادت رسيده است.
امير حسين طوفانپور / سن: 32 / تاریخ شهادت: 29 خرداد / نحوه شهادت: بر اثر تیرخوردگی ساق دست، پهلو وکمر و نیز آثار کبودی در پشت گردن و زخمی عمیق در پشت سر بوده که داخل آن را با پنبه پرکرده بودند و شکستگی کامل بازویی که تیرخورده بود به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: روی صورت هم بینی به نظر شکسته می نمائید. 12. نام شهید: 13. نام شهید:
14. نام شهید: سعید عباسی فر گلچینی / عنوان اجتماعی: فروشنده کیف و کفش / سن: 24 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران / نحوه شهادت: بر اثر (اتمالا اصابت باطوم به سرش)تیراندازی نیروهای امنیتی به شهادت رسيده است.
مصطفی غنیان / عنوان اجتماعی: دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه تهران / تاریخ شهادت: در هنگام گفتنئ تکبیر بر پشت بام در سعادت آباد تهران25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / نحوه شهادت: در حمله نيروهاي امنيتي و نظامي به كوي دانشگاه تهران به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پیکر وي روز 28 خرداد تحت تدابیر شدید امنیتی در حرم اما رضا به خاک سپرده شده است. 15. نام شهید:
16. نام شهید: علی فتحعلیان / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: روبروی مسجد لولاگر / سایر توضیحات: قطعه 9 ردیف 110 شماره 22
17. نام شهید: هادی فلاح منش/ عنوان اجتماعی: کاسب/ سن: 29 / محل شهادت: تهران/ سایر توضیحات: در قطعه 53 بهشت زهرا
18. نام شهید: احمد کارگر نجاتی / نحوه شهادت: بر اثر ضرب و شتم در بیمارستا جان باخته است / سایر توضیحات: قطعه 213 ردیف 15 شماره 35
19. نام شهید: بهزاد مهاجر / سن: 47 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سينه به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پيكر وي در سردخانه كهريزك بوده وپس از حدود 40 روز به خانواده اش تحویل شده است.
20. نام شهید: نادر ناصری / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خیابان خوش، تهران / سایر توضیحات: در بابل به خاك سپرده شده است.
21. نام شهید: احمد نعيم آبادي / محل شهادت: ميدان آزادي، تهران / نحوه شهادت: توسط گردان ١١٧ عاشورا به ضرب گلوله به شهادت رسيده است.
مسعود هاشم زاده / سن: 27 / تاریخ شهادت:30 خرداد / محل شهادت: خيابان شادمان، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به قلب و سوراخ کردن ریه، پارگی ریه و خونریزی داخلی و خارجی شدید به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: در شمال كشور به خاك سپرده شده است. 22. نام شهید:
23. نام شهید: مهدی کرمی / سن: 17 / تاریخ شهادت: 5 خرداد / محل شهادت: تقاطع جنت آباد وخیابان کاشانی، تهران / نحوه شهادت: با باطوم سر او له شده و با چاقو گلویش بریده شده است / سایر توضیحات: پيكر وي در سردخانه بیمارستان پیامبر واقع در بلوار اشرفی اصفهانی بوده است.
24. نام شهید: ناصر امیرنژاد / عنوان اجتماعی: دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران در رشته هوا-فضا / سن شهید: 25 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: خیابان محمد علی جناح، تهران / نحوه شهادت: در تیراندازی نیروهای بسیج به شهادت رسیده است / سایر توضیحات: پيكر وي در سردخانه بیمارستان پیامبر واقع در بلوار اشرفی اصفهانی بوده و در یکی از روستاهای یاسوج به خاک سپرده شده است.
25. نام شهید: محمود رییسی نجفی/ عنوان اجتماعی: کارگر/ تاریخ شهادت: 7 تیر/ نحوه شهادت: براثر اصابت گلوله نیروهای مسلح / سایر توضیحات: در تاریخ 25 خرداد در میدان آزادی مورد ضرب و شتم و اصابت گلوله قرار میگیرد و 13 روز بعد در منزل خود به شهادت میرسد.
لیست دوم شامل اسامی شهدایی است که خانواده های آنها هنوز برای اعلام رسمی شهادت عزیز از دست رفته خود تحت فشار هستند و به مراجع رسمی اعلام شده از سوی مهندس موسوی و مهدی کروبی مراجعه نکرده اند.
مبینا احترامی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / سایر توضیحات: پیکر وي بدون اطلاع خانواده به صورت مخفیانه به خاك سپرده شده است. 26. نام شهید:
27. نام شهید: ندا اسدي
28. نام شهید: سعيد اسماعيليخانببين / سن شهید: 23 / نحوه شهادت: بر اثر ضربه به سر به شهادت رسيده است
29. نام شهید: مراد آقاسی
30. نام شهید: حسين اكبري / نحوه شهادت: بر اثر ضربه به سر به شهادت رسيده است
31. نام شهید: واحد اكبري / عنوان اجتماعی: شغل آزاد / سن شهید: 34 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خيابان ونك، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به پهلو به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 2 تير در قطعه 261 به خاك سپرده شده است.
32. نام شهید: محسن انتظامی
33. نام شهید: محسن ایمانی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / سایر توضیحات: پیکر وي بدون اطلاع خانواده به صورت مخفیانه به خاك سپرده شده است.
34. نام شهید: فاطمه براتی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / سایر توضیحات: پیکر وي بدون اطلاع خانواده به صورت مخفیانه به خاك سپرده شده است.
35. نام شهید: محمد حسين برزگر / عنوان اجتماعی: شغل آزاد / سن شهید: 25 / تاریخ شهادت: 27 خرداد / محل شهادت: ميدان هفت تير، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سر به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 31 خرداد بعد از تعهد گرفتن از خانواده در قطعه 302 به خاك سپرده شده است.
36. نام شهید: جعفر بروايه / عنوان اجتماعی: استاد دانشگاه چمران اهواز و دانشجوي مقطع دكتراي دانشگاه تهران / محل شهادت: ميدان بهارستان، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سر به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پزشكي قانوني علت شهادت وي را خونريزي مغزي اعلام كرده است.
37. نام شهید: یعقوب بروایه / عنوان اجتماعی: دانشجوي كارشناسي ارشد رشته نمايش در دانشكده هنر ومعماري دانشگاه تهران / تاریخ شهادت: 4 تير / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله نيروهاي بسيج از بام مسجد لولاگر به شهادت رسيده است
38. نام شهید: سرور برومند / سن شهید: 58 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: خیابان محمدعلی جناح، تهران
39. نام شهید: حامد بشارتی / سن شهید: 26 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران / نحوه شهادت: بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی به شهادت رسيده است.
فرزاد جشني / تاریخ شهادت:30 خرداد / محل شهادت: تهران 40. نام شهید:
41. نام شهید: بهمن جنابی / عنوان اجتماعی: شاغل در مغازه نصب و تعمیرات شوفاژ / سن شهید: 20 / محل شهادت: تهران
42. نام شهید: محسن حدادي / عنوان اجتماعی: برنامه نویس كامپيوتر / سن شهید: 24 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خيابان نصرت، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله بر پيشاني به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 2 تير در قطعه 262 به خاك سپرده شده است.
43. نام شهید: شلير خضري / تاریخ شهادت: 26 خرداد / محل شهادت: بهارستان، تهران
فاطمه رجب پور / سن شهید: 38 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: خیابان محمدعلی جناح، تهران 44. نام شهید:
45. نام شهید: بابک سپهر / سن شهید: 35 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران / نحوه شهادت: بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی به شهادت رسيده است.
فهيمه سلحشور / عنوان اجتماعی: ديپلم / سن شهید: 25 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: ميدان ولي عصر، تهران بر اثر اصابت باتوم به سر و خونريزي داخلي به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 24 خرداد بر اثر اصابت باتوم به سر و خونريزي داخلي به بيمارستان منتقل شده و در تاريخ 25 خرداد به شهادت رسيده است. 46. نام شهید:
47. نام شهید: تينا سودي / عنوان اجتماعی: دانشجو / تاریخ شهادت: 30 خرداد / نحوه و محل شهادت: ميدان انقلاب، تهران بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسيده است.
48. نام شهید: حسن شاپوری
49. نام شهید: علي شاهدي / سن شهید: 24 / تاریخ شهادت: 31 خرداد / محل شهادت:تهرانپارس، تهران / سایرتوضیحات: بعد از دستگيري و انتقال به كلانتري، به دلايل نامعلوم به شهادت رسيده است. پزشكي قانوني علت شهادت وي را نامشخص اعلام كرد، اما خانواده وي معتقدند به علت ضربات باتوم در كلانتري به شهادت رسیده است.
50. نام شهید: کسری شرفی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / سایر توضیحات: پیکر وي بدون اطلاع خانواده به صورت مخفیانه به خاك سپرده شده است.
51. نام شهید: کامبیز شعاعی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / سایر توضیحات: پیکر وي بدون اطلاع خانواده به صورت مخفیانه به خاك سپرده شده است.
52. نام شهید: داوود صدري / عنوان اجتماعی: کسبهی محلهی سلسبيل / سن شهید: 27 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: مسجد لولاگر، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سر به شهادت رسيده است.
53. نام شهید: سيد رضا طباطبايي / عنوان اجتماعی: ليسانس حسابداري / سن شهید: 30 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خيابان آذربايجان، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سر به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 3 تير بعد از تعهد گرفتن از خانواده در قطعه 259 به خاك سپرده شده است.
54. نام شهید: وحيد رضا طباطبايي / عنوان اجتماعی: ليسانس زبان انگليسي / سن شهید: 29 / تاریخ شهادت: 3 تير / محل شهادت: بهارستان، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سر به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 6 تير در قطعه 308 به خاك سپرده شده است.
55. نام شهید: حسين طهماسبی / سن شهید: 25 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: خيابان نوبهار، كرمانشاه / نحوه شهادت: مورد حملهی مأموران مسلح وابسته به دولت قرار گرفته و در اثر ضربات وارده به شهادت رسيده است.
56. نام شهید: سالار طهماسبي / عنوان اجتماعی: دانشجوي كارشناسي مديريت بازرگاني رشت / سن شهید: 27 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خيابان جمهوري، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به پيشاني به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 2 تير در قطعه 254 به خاك سپرده شده است.
57. نام شهید: ميثم عبادي / عنوان اجتماعی: شاگرد فرش فروش / سن شهید: 17 / محل شهادت: صادقيه، تهران
58. نام شهید: ابوالفضل عبدالهي / عنوان اجتماعی: فوق ديپلم برق / سن شهید: 21 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: مقابل دانشگاه صنعتي شريف، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به پشت سر به شهادت رسيده است / نحوه شهادت: 2 تير در قطعه 248 به خاك سپرده شده است.
59. نام شهید: حميد عراقي / محل شهادت: خيابان آزادي، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسيده است.
60. نام شهید: پور كاوه علي / سن شهید: 19 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران
61. نام شهید: حسین الف / تاریخ شهادت: 27 خرداد / محل شهادت: اصفهان
62. نام شهید: رضا فتاحی
پريسا كلي / عنوان اجتماعی: فارغ التحصيل رشته ادبيات / سن شهید: 25 / تاریخ شهادت: 31 خرداد / محل شهادت: بلوار كشاورز، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به گردن به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 2 تير در قطعه 259 به خاك سپرده شده است. 63. نام شهید:
64. نام شهید: مصطفي كيارستمي / سن شهید: 22 / تاریخ شهادت: 26 تير / نحوه شهادت: مقابل دانشگاه تهران بر اثر اصابت باتوم به سر به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: شركت در نمازجمعه
65. نام شهید: محمد کامرانی / سن شهید: 18 / تاریخ شهادت: 18 تير بازداشت شده / محل شهادت: در بازداشتگاه کهریزک بر اثر ضرب و شتم شدید ودچار نارسایی کلیوی شده و در بیمارستان به خانواده اش تحویل می شود میدان ولیعصر، تهران / نحوه شهادت: بر اثر جراحات وارد شده در بيمارستان مهر به شهادت رسيده است.
66. نام شهید: حميد مداح شورچه / عنوان اجتماعی: فعال در ستاد مرکزی ميرحسين موسوی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: مشهد / نحوه شهادت: چند روز بعد از آزادی به دليل شدت جراحات وارده به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پزشکی قانونی علت شهادت وی را خونريزی مغزی اعلام کرده است.
67. نام شهید: مریم مهرآذین / سن شهید: 24 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران / نحوه شهادت: بر اثر تیراندازی نیروهای انتظامی امنیتی به شهادت رسيده است.
ترانه موسوی / تاریخ شهادت: 7 تير / محل دستگیری: مسجد قبا، تهران / سایر توضیحات:پيكر وي در حالی که سوزانده شده بود در بیابان های بین کرج و قزوین پیدا شده است. 68. نام شهید:
69. نام شهید: ایمان نمازی / عنوان اجتماعی: دانشجوی رشته عمران دانشگاه تهران / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / نحوه شهادت: براثر حمله نيروهای یگان ويژه و مامورین امنیتی لباس شخصی به شهادت رسيده است.
70. نام شهید: محمد نيكزادي / عنوان اجتماعی: فارغ التحصيل عمران / سن شهید: 22 / تاریخ شهادت: 26 خرداد / محل شهادت: ميدان ونك، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سينه به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: در قطعه 257 به خاك سپرده شده است.
71. نام شهید: ايمان هاشمي / عنوان اجتماعی: شغل آزاد / سن شهید: 27 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خيابان آزادي، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به چشم به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 3 تير در قطعه 259 به خاك سپرده شده است.
